السيد الطباطبائي

164

مجموعه رسائل ( فارسى )

و بنابراين همراه با علم به امتناع نقيض آن باشد ، و چه بسا تصديق آن ، تصديق شبه يقينى باشد و آن تصديقى است كه علم دوم نه بالفعل و نه بالقوه با آن همراه نيست . اين قسم ( اخير ) يا باعدم توجه به علم دوم همراه است ، هر چند خود به خود زوال آن جايز باشد ، و يا با توجه وتصديق امكان نقيض بالفعل همراه است ، بنابراين قياسى كه تصديق را توليد مىكند به اقسام زير تقسيم مىشود : بعضى از اين قياس توليد يقين مىكند ، و آن قياس برهانى است ، ومعلم اول آن را قياس مفيد يقين دانسته است . « 1 » و بعضى ديگر ظن شبيه به يقين توليد مىكند ولى در واقع يقين نيست و اين قسم خود بر دو نوع است : قياس جدلى وقياس مغالطى . بعضى ديگر ظن ظاهر توليد مىكند و آن قياس خطابى است . و اما قياس شعرى توليد تصديق نمىكند بلكه تخيل رابراى تمثل امور زيبا وزشت بر مىانگيزد . سپس ، حقيقت شىء كه در نفس الامر شىء بر آن حال است ، هر چند انقلاب شىء از آن حال ممتنع است لكن علم به آن حقيقت چه بسا علمى باشد كه تمام آنچه را كه شىء به خاطرآن چنان است كه هست دربر گيرد ، و چه بسا فقط شامل بعضى از ذات شىء باشد و چه بسا علمى باشد كه خارج از حقيقت شىء است ، كه در اين صورت يا مختص به آن شىء است يا بين آن شىء و چيز ديگر مشترك است . علمى كه غير نوع اول باشد در حقيقت علم به شىء نيست ، زيرا شامل تمام ذاتيات شىء نيست . ودرصورت دوم و سوم صرفاً تميز شىء از غير آن را افاده مىكند و در صورت چهارم فقط نوعى تميز شىء ( از اشياء ديگر ) را به دست مىدهد . نوع دوم حد ناقص ، ونوع سوم اگرمشتمل بر جنس قريب باشد رسم تام ناميده مىشود .

--> ( 1 ) . همان ، 94 . الف - 11